پیش تر از اینها – نه خیلی پیش تر- حدود یک ماه قبل تر که هنوز بلاگر فیلتر نشده بود، همه دور هم بودیم، و دلهامان هم با هم بودند...
گل بود
بلبل بود
زندگی بود
و اندیشه هامان با هم حرف می زدند.
یکی نقد می کرد
یکی تایید
یکی ممتنع بود
و یکی فارغ از موضوع، احوال پرسی و ابراز دلتنگی
این بود که ما با وجود تمام تفاوتهایی که داشتیم، با وجود اینکه شاید فرسنگها دور بودیم از هم، دورِ هم بودیم در فضای مجازی و این یکی از دلخوشی های من بود!
حالا چند وقتی است که فیلتر چی ما را از هم گسسته! اما آیا توانسته پیوند دلهامان را هم از هم بگسلد؟
حاشا اگر چنین بوده باشد....
منتظرم ، هنوز منتظرم که با قلم هایتان، با قلم هایمان چشمان فیلترچی را به اتفاق، در آوریم!
به امید آن روز...

بعد میگن جوونا چرا میرن معتاد میشن!!:دی
پاسخ دادنحذفهر چقدرم که بگیم به زانو در نمیایم و اوضاع فرقی نکرده بازم نمیشه تاثیر منفی این وضعیتو تو کار یه وبلاگ نویس کتمان کرد. بعنوان مثال وبلاگ خودم بعد از فیلتر شدن مراجعاتش به طرز چشمگیری کاهش یافته و جالب اینکه دو پستی که بعد از مسدود شدن منتشر کردم هیچ کامنتی نداشته که این یکی بی سابقه بوده. معنیش اینه که کاربران اینترنت فیلترشکن رو برای ایمیل یا فیس بوک یا مسائل خاص استفاده می کنن که بصرفه و نه برای خوندن یه وبلاگ که با دیدن فیلتر بودنش به راحتی از خیر خوندنش می گذرن.
پاسخ دادنحذفهمچنین مخاطبان تصادفی رو هم از دست می دیم که از طریق سرچ یه عبارت یا تعقیب فید وبلاگ برای خوندن یه پست وارد وبلاگ می شن که اگه ببینن مسدوده به راحتی ازش می گذرن.
من که تو فکر یه اثاث کشی دیگه افتادم. جایی با دامنه و فضای اختصاصی شاید که خانه امن باشه و البته امیدوارم این بار هم موقتی باشه و وبلاگهامون آزاد بشه.
در ضمن به ما هم سر بزن تو این وضع فیلتری!
اگه می بینی یه دفعه فله ای افتادم به جون پستات برای اینه که بالاخره راهی برای دور زدن این شتر منحوس پیدا کردم :دی
پاسخ دادنحذفوافعا برام جالبه که همه بچه ها برای فیس بوک و اینا از مدتها قبل این شتر رو دور می زدن اما برای خوندن وبلاگای بسته شده ازش استفاده نمی کنن. البته شاید دچار مشکل من شده بودن و شتره زیادی چاق بوده و دم دستگاهاشون نمی تونسته بلندش کنه.
خلاصه که ما هنوز هستیم. امیدوارم این شتر کنگر نخوره لنگر بندازه. خیلی بده. حس می کنم جلو دهنم رو بستن