‏نمایش پست‌ها با برچسب want. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب want. نمایش همه پست‌ها

۱۳۸۹ اسفند ۲۳, دوشنبه

Heartbeat...



1.      حريم عشق-رويا خسرونجدي
باران به شدت مي باريد و بر سر و روي كيانوش تازيانه ميزد ؛ كم كم قطرات باران ملحفه را خيس خيس كرد و خون روي چهره نيلوفر را بحركت وا ميداشت و آن لبخند وحشتناك و بر از تمسخر لحظه به لحظه آشكارتر مي شد؛
.
.
.
به طرف در باغ دويد و به سرعت خارج شد و وارد خيابان شد و سراسيمه شروع به دويدن كرد؛نيلوفر همچنان ميخنديد ؛ كيانوش عاجزانه مي گريست نيكا همچنان مي دويد و باران همچنان مي باريد؛

اين پايان داستاني بود كه همين ديروز براي بار سوم خواندمش؛

2.      حق قهر
 ...بیش‌تر این اوقات طرف از خودش دل‌گیر است، یک کوفتگی ذهنی به اندازه‌ی همه‌ی تلاش‌هایش احساس می‌کند. این وقت‌ها بدترین واکنشی که می‌شود در برابر اینان داشت، قهر متقابل است. این کار طرف را له می‌کند، به هم می‌ریزد. تصویرسازی ذهنی اگر می‌خواهید داشته باشید یک دختر بداخلاق با موهای ژولیده را تصور کنید که از این حال و روز خودش عصبی‌ست؛ آن‌وقت یکی هم بیاید دست بگذارد درست روی همین نقطه‌ضعف‌ها؛ بلوایی می‌شود خُب، بلکه مملکت هم به هم بریزد.
اين يكي ،قسمتي از نوشته هاي (+) بود؛ كه براي بار چندم خواندمش (حساب تعدادش از دستم رفت)

3.      خودت خواستي
.
.
.
برام بودن تو بازي نبود و...
به اين بازي دلم راضي نبود و...
از اول آخرش رو ميدونستم
تو تونستي ولي من نتونستم
برات بودن من كافي نبود و ...
حقيقت اين كه مي بافي نبود و...
دارم دق ميكنم از درد دوري
ميخوام مث تو شم اما چه جوري؟
اين آهنگ رو كه متعلق به احسان خواجه اميريه؛ بيش از دويست بار گوش كردم؛

گاهي اوقات يه سري چيزها آنقدر با روحيه ات در يك شرايط خاص و يك زمان بخصوص يكي ميشود كه انگار  "آن موضوع" با ضربان قلبت پيش ميرود؛

هيچ دليلي هم نميشود براي آن يافت؛

---------------------------------------------------------------------------------------------------


بياييد يكم هم حرف روتين و تكراري اين روزها رو بزنيم؛
بهار داره مياد ولي من يكي اصلن مايل به خونه تكوني دلم نيستم؛ چون نه توش كينه رخنه كرده نه حسادت نه دروغ و نيرنگ و نه حتي عشق؛ فقط غبار غصه و غم يه كم جلا داده اونو؛ يكم هم افسردگي تو دهليزاش هست؛ ولي در تمام رگهاي تنم اشتياق به ادامه ست؛ جنگيدن با اين پوچي؛
از اين زندگي خالي ....منو ببر به اون سالي كه....


سال نوهمگي مبارك و ميمون؛
سال خوش سرشار از شادي و نشاط و موفقيت براتون آرزو ميكنم؛
سال تحويل  ياد ما هم باشيد؛خواب نمونيدا...

۱۳۸۹ اسفند ۸, یکشنبه

به زانو در آمدیم؟


پیش تر از اینها – نه خیلی پیش تر- حدود یک ماه قبل تر که هنوز بلاگر فیلتر نشده بود، همه دور هم بودیم، و دلهامان هم با هم بودند...
گل بود
بلبل بود
زندگی بود
و اندیشه هامان با هم حرف می زدند.
یکی نقد می کرد
یکی تایید
یکی ممتنع بود
و یکی فارغ از موضوع، احوال پرسی و ابراز دلتنگی

این بود که ما با وجود تمام تفاوتهایی که داشتیم، با وجود اینکه شاید فرسنگها دور بودیم از هم، دورِ هم بودیم در فضای مجازی و این یکی از دلخوشی های من بود!

حالا چند وقتی است که فیلتر چی ما را از هم گسسته! اما آیا توانسته پیوند دلهامان را هم از هم بگسلد؟
حاشا اگر چنین بوده باشد....
منتظرم ، هنوز منتظرم که با قلم هایتان، با قلم هایمان چشمان فیلترچی را به اتفاق، در آوریم!
به امید آن روز...

۱۳۸۹ اسفند ۳, سه‌شنبه

...زندگی اینجا جاریست



1) سايت دانشگاه ما از يابو فقط يك "ب" ناقابل كم داره؛  فقط با internet explorer5‎ or highest‏ وارد اطلاعات تحصيلي دانشجو ها ميشه و به اين منظور 6 تا  portal‏ بيشتر هم نداره(اين درحاليه كه قريب به 9000دانشجو درآن تحصيل ميكنند؛)
2) روزهاي انتخاب واحد اكثرا 4شنبه و 5شنبه ست كه اگر كسي به مشكلي برخورد كرد؛ نتونه مزاحم سركاران عليه (تو آموزش دانشكده مربوطه) بشه؛
3) انتخاب واحد و حذف و اضافه درساعاتي پس از نيمه شب انجام ميشود كه بنده به شخصه با ADSL‏ نتوانستم آنطور كه دلم ميخواست انتخاب واحد كنم؛ چه رسد به DIAL UPها؛
4) ضمنا براي قسط بندي شهريه هم بايد اول كل ثابت رو يكجا بريزيم (حدود يك ميليون و دويست هزارتومن) و بعد شهريه متغير را قسط بندي كنيم(حدود سيصد -چهارصد هزار تومن) كه عقل حكم ميكند 1/500-1/600را يكجا در حلقوم جاسبي بريزيم؛ تا لاقل عزت نفسمان حفظ شود؛
5) تا روز انتخاب واحد هنوز 50 درصد نمره ها در سايت نيست جالب آنكه اساتيد تقريبا 3-4 روز بعد از امتحان نتايج را براي درج در سوابق تحصيلي دانشجو به آموزش كل تحويل ميدهند؛
6) در دانشگاه ما انتخاب واحد مان به همه كس غير از آموزش دانشكده  ربط دارد؛ حتی شده معاونت فرهنگی
7) همه جاي دنيا و در اساسنامه همه واحد هاي دانشگاهي آزاد يونيورسيتي بندي وجود دارد به نام ماده 35؛ اين ماده عرض ميكند اگر دانشجويي بهر دليلي سر جلسه حاضر نشد؛ درس مربوطه به استناد ماده 35 حذف خواهد شد؛ اين تبصره در تمام رشته ها و دانشگاههاي آزاد يونيورسيتي وجود دارد غير از پزشكي! در اين صورت عدم حضور در جلسه امتحان به منزله نمره صفر ميباشد.
اختيار عمل دانشجو آن وقتي معناي خودش را نشان ميدهد كه در بعضي دانشگاهها حتي امضا نكردن صورت جلسه امتحان به منزله حذف ميباشد؛
از آنجايي كه ديگر ايراد گرفتن از غذاي دانشگاه و حرف زدن از گربه هاي فربه اش تقريبا خز شده توجه شما را به يك موضوع جالب جلب ميكنم؛
8) دانشگاه ما تنها دانشگاهي است كه داخل آمفي تئاترش امتحان ميگيرند؛ من نميدانم روي صندلي اي كه فقط و فقط ميشود لم داد و به سن خيره شد چگونه ميشود امتحان هم داد؟
9) دانشگاه ما تنها دانشگاهي ست كه براي كسب درآمد دست به هركاري ميزند؛ از پخش فيلم سن پطرزبورگ و ملك سليمان گرفته [البته با بليط و ايناها...] تا دعوت عده اي بچه دبستاني براي برپايي جشن نميدانم چه! داخل كتابخانه اش هم آنقدر سروصدا از دارامب و درومب آمفي تئاتر آمد كه در مدت برگزاری برنامه ها در آمفی تئاتر اصلن نمی شود درس خواند.
10) دانشگاه ما فكر كنم تنها جايي باشد كه استاد غير از خدايي كردن بر دانشجو [استغفرالله] حق دارد سر جلسه امتحان هم حاضر نشود و تنها جاييست كه مراقب بخاطر اشتباه در محاسبه تايم امتحان با - + 30 دقيقه(؟!) با غيظ و غضب پاسخنامه را از زير دست دانشجو ميقاپد و طلبكار هم هست و هردفعه هم كه آدم را ميبيند پشت چشمي نازك ميكند زير لب زمزمه اي  سرميدهد و باغرور از كنارت رد ميشود؛
ولی با تمام اینها، دانشگاه ما تنها جایی ست که وقتی درونش هستم احساس آرامش زاید الوصفی میکنم! با تمام سختی هایی که بهمان تحمیل می کند! تنها جایی است که از رفتن به سویش خوشحال میشوم، تنها جایی ست که زود از اعتراضم صرفنظر میکنم و هوایش را با تمام وجود در ریه می کشم!
و تنها جایی است که به امید فرداهای بهتر سختی هایش را به جان دل خریدارم!
------------------------------------------------
پی نوشت 1) سبک جدیده دیگه! پارادوکس نوشتم!:دی ابتدای متن برای 2.5 بامداد سه شنبه 3 اسفند و انتهای آن برای همین چند دقیقه قبل است.
پی نوشت 2) این عکس برای 23 بهمن 89 روز برفی شروع ترم مونه!

۱۳۸۹ بهمن ۱۰, یکشنبه

دوستام چه شکلی ان؟


ميدوني؟ يكي از آرزوهام اينه كه يه روزي اين وبلاگ نويس هايي كه افكارشون و نوشته هاشون سهم زيادي تو زندگي من داره و بخش قابل توجهي از مغزم رو درگير خودش كرده حقيقتا ببينم؛ نه! يك عكس و يا حتي يك مستند از زندگيشون هم كافي نيست؛ خودشون رو، خود خودشون رو!
تصورم از  هركدوم از دوستانم رو مينويسم و دلم ميخواد بهم بگين تصورم تا چه حد درست بوده!
1) درمه: الهام
هميشه الهام در نظرم يه دختر فعاله؛ با چادر عربي يا ملي؛ كيف رو دوشي مشكي مارك دار ؛ ابروهاي حالت داري كه پيوند دارند؛( نه پيوند خيلي مشخص ها! )هيكل تو پر ولي نرمال و كسي كه اگه بخواي براي اولين بار ببينيش از دور با يك لبخند؛ آهسته و متين و سر به زير به طرفت قدم برميداره ولي وقتي بهت رسيد الساعه شروع ميكنه به شيطنت كردن؛ خيلي با انرژي صحبت ميكنه و صداش هم خيلي دخترونه ست! (منظورم از اين دخترونه اينه كه تن صدا يكم لوسه! قصد جسارت نداشتما!)-احتمالا متولد مرداد-
2)فاجعه ققنوس: امين
ايشون معرف حضور بنده هستند و نه تنها وجناتشون  رو از ده كيلومتري تشخيص ميدم بلكه با خلقياتشون هم آشنا هستم ولي اگر نميشناختمش خوب تصورم ازش يك آدم 26-27 ساله؛ لاغر؛ با تيپ تينيجري  روحيه تقريبا آروم و بي جنب و جوش و احساساتي بود كه قد بلندي داره و قدمهاش بسيار بلنده؛خيلي شمرده و آروم حرف ميزنه؛خيلي توداره و الخ...-متولد خرداد-

3) اغلن كبير: يك آدم با قد بلند، كت و كول دار؛موهاي مدل جوون پسند مشكي كوتاه؛ نه خيلي ساده و نه خيلي جلف؛خط ريش بلند؛مث انگليسي ها؛ كسي كه هنگام ورود به جمع همه متوجه حضورش بشن؛ لوتي ... و البته كسي كه وقت زيادي رو با دوستاش صرف ميكنه به فعاليتهاي مفيد! -متولد بهمن-
4) نت هشتم ميچيكو: آدمي كه 85 درصد زندگيش پاي كامپيوتر ميگذره؛ از كمك كردن به بقيه همونقدر لذت ميبره كه از سر به سر گذاشتنشون ولي وقتي بخواي سوالي ازش بپرسي فرض ميكنه همه چيزايي كه خودش بلده تو هم بلدي؛ اگر غير از اين باشه فوري از كوره در ميره و ممكنه بعد ها اصلا حوصله جواب دادن به تو رو نداشته باشه!
هميشه در دسترسه؛
واما ويژگي هاي ظاهري؛ خيلي به مد علاقمنده و سعي ميكنه رو مد بگرده؛با اينحال با كت و شلوار در محل كارش حاضر ميشه؛موقع ورود همكارانش به پاش بلند ميشن! عينكيه (نيم فريم با دسته هاي نيمه نازك ؛ري بن؛ دسته ها قهوه اي سوخته) فقط موقع نشستن روي صندلي كامپيوتر به جلو خم ميشه (قوز ميكنه) -متولد آبان-
5) گيدورا؛يه آدم 30-35 ساله كه با وجود جواني؛ تكيه كلامش "كجايي جواني كه يادت بخير" ئه؛ محاسن پر پشت ولي هميشه در حد كوتاه داره صورت گرد؛ و چهره جذاب ؛توي صورتش هيچ ناموزوني نميبيني؛ از اون آدمايي كه حتي با نگاه كردن بهشون ميشه عمق آرامششون رو حس كرد و آرامش رو ازشون دريافت كرد؛-متولد شهريور-
6) نوشته هاي نخواندني؛ سينا:
وقتي وارد هال خونه شون ميشه سرش رو خم ميكنه كه به لوستر اصابت نكنه؛baby faceئه خيلي دقتيه! از اونايي كه اگه دوقدم باهاش تو خيابون راه بري به هزار مورد اشاره ميكنه كه از ديد تو دور مونده؛ از اين نظر ، اين اخلاق كلافه كننده ست پس وقتي در كنار اين آدم باشي مجبوري گوشت يك جا و چشمات يه جاي ديگه باشه!
اگر هم خلق خودش باشي؛ بودن با اون خيلي ميتونه لذت بخش باشه-متولد تير-
7) من و سايه ام: ذهن رياضي داره ولي به ادبيات علاقمنده؛ خيلي ضرب المثل استفاده ميكنه؛ براي هر مسئله اي بهترين مثال رو ميزنه؛ كلا" ذهن فعالي داره اما يك آدم آرام و آرامش طلبه! احتمالا اعتقاد داره تنها اون چيزي كه آرامش انسان رو بهم ميزنه ميتونه دوباره آرومش كنه--متولد بهمن--
8) اكسيژن؛ شبيه معلماي خط به دست ؛ عينك تمام فريم كه البته فريم نقره اي داره؛ جلوي موهاش كم پشت و عاشق كشف و سفر-متولد فروردين-
9)دیلماج بانو:یک دختر فعال و خوش زبون که با زبونش مار رو از لونه ش بیرون میکشه! احتمالا تک فرزنده ! اگر نظر کسی مخالف نظر خودش باشه تمام سعی شو میکنه تا طرف مقابل رو مجاب کنه که تو اشتباه میکنی!مانتوییه و همه دوستانش هم مثل خودش شیطون و بازیگوش اند...
حالا شما بگين؛ من در تصورتون چه شكلي ام؟