۱۳۸۹ بهمن ۲۳, شنبه

GOD IS NOW HERE...



همیشه وقتی برام مشکلی پیش میاد و به هیچ کسی هم نمی تونم بگم، شب تا صبح توی note گوشیم حرفامو به خدا میگم و نذر می کنم، نذرهایی که سند دارند و ممکن نیست یادم بره! این  دفعه می خوام محکم ترش کنم! اینو توی وبلاگم می نویسم که همیشه موقع سر زدن به وبلاگم یادم بیاد چه خواستم و خدا بهم داد یا نداد!
این دفعه از قهر و تهدید خدا که اگه حاجتم رو برآورده کنه یا نکنه چنین میکنم و چنان می کنم خبری نیست! این دفعه همه ش التماس خاضعانه ست و چون جایی هم  دستم بند نیست واقعا آرامشم سلب شده!
به پیغمبر گفتند چکار کنیم که دعامون مستجاب شه؟
پیغمبر فرمود با عضوی دعا کنید که گناه نکرده!
عرض کردند همه اعضای ما گناهکارند، فرمود برای همدیگه دعا کنید! چون هیچ کس با زبان دیگری گناه نکرده!
در واقع  همه چیزایی که خدا وعده داده از جلوی چشمام می گذرن و منو بیشتر امیدوار میکنند به رحمتش!
یاد جمله ای می افتم که تو درس اول ادبیات پیش دانشگاهی خوندیم:
آن گه که بنده ی گنهکار پریشان روزگار دست انابت به امید اجابت به در گاه حق جل و علی بردارد ایزد تعالی در وی نظر نکند بازش بخواند باز اعراض کند، بار دیگرش به تضرع و زاری بخواند، حق سبحانه و تعالی فرماید یا ملائکتی قد استحییت من عبدی و لیس له غیری فقد غفرت له.دعوتش اجابت کردم و حاجتش براوردم که از زیادی دعا و گریه بنده همی شرم دارم
و با یاد آوری این موضوعات خودمو دلداری میدم!
فردا قراره یکی از مهمترین اتفاقات زندگی من بیفته که نمیدونم خوبه یا نه! ولی میدونم اگه خوب باشه لطف خداست و اگه بد باشه اشتباه خودم!
اینا رو نوشتم که بگم دعا کنید که از سرم به خوبی بگذره این موضوع!
اونقدر شرم آوره که حتی نمی تونم بگم چی هست موضوع ولی از خدا با تمام وجودم از خدا میخوام نتیجه ش به وفق مراد من باشه!!!
پی نوشت: شاید یه روزی از همین روزا بگم قضیه از چه قرار بوده! البته اگه همه چی به خوبی و خوشی حل شه!

۳ نظر:

  1. ایشالا هر چی صلاحته برات پیش بیاد

    پاسخ دادنحذف
  2. الخیر فی ماوقع
    یادت باشه که خیریت خیلی از امور رو مدتها بعد می فهمی هرچند که در لحظه برات گرون تموم شده باشه.

    پاسخ دادنحذف