إإإ....هل نده... ميگم هل نده... هنوز وقتش نشده ... از دست تو... اه ه ه ه ه ... مگه قرارمون سه ماه ديگه نبود؟
اي بابا... خوب الان كه نميتونم برم... اگه برم سرما ميخورم... از كجا معلوم كه اونجا بتونم زنده بمونم اصلا؟ از كجا معلوم اگه برم بازم بتونم برگردم پيشت؟...يه چندوقتي هم حداقل به من مهلت بده...اگه حالا برم شايد نتونم ديگه بيام ببينمت...
اونجا الان همه درگیر سالگرد انقلابشونن! کسی به من توجهی نمیکنه!! نمیــــــــــــخوام برم!
.
.
.
راستي...مطمئني جايي كه داري ميفرستي منو؛ آدماي درستي اند؟
.................
مثل اين بود كه با باتوم زدند تو كمر و پشتم،بي اختيار زدم زير گريه، همه شون هر هر بهم ميخنديدند. عصبی شدم! می خواستم خودمو از دستشون خلاص کنم!
منو بردند تو يه اتاق شيشه اي... تازه نفسم اومد سرجاش و فهميدم كجام...
اين بود آغاز تاريخ هجري شخصي؛
و من متولد شده بودم...
بعدش 11روزي خدمت بروبكس بابك بوديم و بعد اومديم منزل
--------------
پي نوشت: من 6ماهه متولد شدم انكوباتور بيمارستان بابك هم 11روز منو نفس داده ؛ البته 20درصد ! 80درصدشو خودم نفس ميكشيدم؛
موقع تولد 1.800 گیلوگرم بودم و خودمم از روی خودم در تعجبم که چطور زنده موندم!

تووووووووووووووووووووولدت مباااااااااااااااااااارک
پاسخ دادنحذفبچه شیش ماهه، دو کیلو هم نبود، آآآآآآآآآآآآآآآآآ!!:دی
پاسخ دادنحذفشاید پدر من جزو اولین کسانی بوده باشه که تو رو وقتی پا به این جهان گذاشتی، دیده باشه!!
پاسخ دادنحذفتولدت مبارک پس!
پاسخ دادنحذف@سینا
پاسخ دادنحذفمرسی
میگم پدرتون پزشک بیمارستان بابک بودن احیانا؟؟
بلی بلی، قسمت بیهوشی.
پاسخ دادنحذف@ سینا
پاسخ دادنحذفخدای من!
راست میگی؟
چه تصادف جالبی
بهشون بگو انتقام منو از اونایی که زدن تو کمرم بگیرن!!!:دی
@ اغلن کبیر:
پاسخ دادنحذفبسیار متشکرم!
خیلی وقتاس که آدم حتا نمی تونه تصور افتادن خیلی اتفاقارو بکنه... اما اتفاق می افتن...
پاسخ دادنحذفتولدتون مبارک باشه... یعنی واقعن یه اتفاق مبارک باشه براتون...
(بالاخره تونستم اینجا نظر بذارم!!)
تولدت مبارک عزیزم
پاسخ دادنحذفتو چیکار سالگرد انقلاب داری! اونایی که باید منتظرت می بودن که شدیدا منتظرت بودن
:-*
راستی من چه جوری می تونم برات پیام خصوصی بذارم؟ اینجا که تایید نداره!
پاسخ دادنحذفیه کاری باهات دارم
@ koochnavard
پاسخ دادنحذفمتشکرم از لطفتون! خوشحالم که وبلاگ منو قابل دونستید!:دی
@دیلماج بانو:
پاسخ دادنحذفاول متشکرم! آخه بدبختی اینه که کسی منتظرم نبود!
من سه ماه زود اومدم! این که نمیشه انتظار:دی
ولی خوبیش اینه که غافلگیرشون کردم!
دوم: ایمیل بزن عزیزم!
این ایمیل منه zohreh_mehrabani@yahoo.com
منتظرم!
تقصیر خودت بده که از همون اول انقلابی بودی و عجله داشتی که بیای و دنیا رو به هم بریزی. انگار که با شمشیرت متولد شده باشی. امیدوارم اون شمشیر رو هنوز همراه داشته باشی برای راه درازی که در پیش داری و نبردهایی که در کمین نشسته اند.
پاسخ دادنحذفتولدت مبارک
@ gidora
پاسخ دادنحذفروزها فکر من این است و همه شب سخنم
که چرا غافل از احوال دل خویشتنم؟
از کجا آمده ام آمدنم بهر چه بود؟
به کجا میروم آخر ننمایی وطنم!
امیدوارم حالا که تو اومندن اینقدر عجله داشتم همون حکمت سه ماه زود اومدنم مفید بودن برای خانواده م و جامعه م باشه
ممنون